تبلیغات
ترویج مهدویت و ضد صهیونیسم - مطالبی که باید در مورد ظهور بدانیم (1)

شرایـــط ظـــهـــور


شرط اول: وجود طرح و برنامه عادلانه كاملى كه عدالت خالص واقعى را در برداشته باشد و بتوان آن را در هر زمان و مكانى پیاده كرد و براى انسانیت سعادت و خوشى به بار آورده و تضمین كننده سعادت دنیوى و اخروى انسان باشد. روشن است كه بدون چنین برنامه و نقشه جامعى، عدالت كاملا متحقق نخواهد شد.


شرط دوم: وجود رهبر و پیشواى شایسته و بزرگ كه شایستگى رهبرى همه جانبه آن روز را داشته باشد.

شرط سوم: وجود یاران همكار و همفكر و پاسدار در ركاب آن رهبر واحد براى پیاده كردن جهانى آن اهداف بلند. ویژگیهایى را كه این افراد مى بایست واجد باشند، در همین شرط نهفته است زیرا این افراد باید داراى خصوصیات معینى باشند تابتوانند آن كار مهم را انجام دهند و گرنه هر گونه پشتیبانى كفایت نمى كند .

شرط چهارم: وجود توده هاى مردمى كه در سطح كافى از فرهنگ و شعور اجتماعى و روحیه فداكارى باشند. تا در نخستین مرحله موعود گروه هاى اولیه پیروان حضرت مهدى (عج) را تشكیل دهند زیرا آن افراد با اخلاص درجه یك كه شرط سوم با وجود آنها محقق مى شود، گروه پیشرو جبهه جهانى هستند .
لازم به ذكر است كه شرایط چهار گانه فوق مربوط به پیاده كردن عدالت خالص در روز موعود است ولى چنانچه نسبت به شرایط ظهور بسنجیم، یكى از آنهاكه وجود رهبر باشد، كم مى شود. و سه شرط دیگر باقى مى ماند  زیرا معنى ظهور آن است كه فرد آماده قیام در آن روز وجود دارد كه مى خواهد ظاهر شود و با گفتن این كلمه شرط دوم را ضمنى پذیرفته ایم و خواه ناخواه سه شرط بیشتر باقى نمى ماند .
علایم ظهور حضرت مهدى (عج)

وقت ظهور آن حضرت براى هیچ كس جز خداوند متعال معلوم نیست و كسانى كه وقت ظهور را تعیین مى كنند، دروغگو شمرده شده اند ولى علایم و نشانه هاى بسیارى براى ظهور آن حضرت در كتابهاى حدیث ثبت شده است كه ذكر تمام آنها از حوصله این مجموعه خارج است .
علایم ظهور به دو دسته كلى تقسیم مى شوند  علایم حتمى و علایم غیر حتمى چنانكه فضیل بن یسار از امام باقر ع روایت كرده است كه آن حضرت فرمود:

نشانه هاى ظهور دو دسته هستند  یكى نشانه هاى حتمى و دیگرنشانه هاى غیر حتمى، خروج سفیانى از نشانه هاى حتمى است كه راهى جز آن نیست.
منظور از علایم حتمى آن است كه به هیچ قید و شرطى مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود مقصود از علایم غیر حتمى آن است كه حوادثى به طور مطلق و حتم از نشانه هاى ظهور نیست بلكه مشروط به شرطى است كه اگر آن شرط تحقق یابد مشروط نیز متحقق مى شود و اگر شرط مفقود شود مشروط نیز تحقق نمى یابد.
اما علایم غیر حتمى بسیارند كه به یك روایت از امام صادق ع اكتفا مى كنیم كه در این روایت چنان روى علایم و مفاسد انگشت گذارده شده كه گویى این پیشگویى مربوط به ۱۳ یا ۱۴ قرن پیش نیست بلكه مربوط به همین قرن است و امروز كه بسیارى از آنها را با چشم خود مى بینیم، قبول مى كنیم كه به راستى معجزه آساست .
امام صادق ع در این روایت به ۱۱۹ نشانه و علامت از علایم ظهور اشاره مى كند ما در اینجا فقط به ذكر برخى از آن مواد ۱۱۹ گانه اشاره مى نماییم.
حضرت صادق ع به یكى از یارانش فرمود:

۱ ـ هرگاه دیدى كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند
۲ ـ دیدى كه ظلم وستم فراگیر شده است
۳ ـ و دیدى كه قرآن فرسوده و بدعت هایى از روى هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است
۴ ـ و دیدى كه دین خدا(عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند
۵ ـ و دیدى كه كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند
۶ ـ ودیدى كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند
۷ ـ و دیدى كه شخص بدكار دروغ مى گوید و كسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى كند
۸ ـ و دیدى كه بچه ها به بزرگان احترام نمى گذارند
۹ ـ و دیدى كه قطع پیوند خویشاوندى شود
۱۰ ـو دیدى كه بدكار را ستایش كنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد
۱۱ ـ و دیدى كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان مى كنند
۱۲ ـ و دیدى كه زنان با زنان ازدواج كنند
۱۳ ـ و دیدى كه انسانها اموال خود را به غیر اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود
۱۴ ـ و دیدى كه افراد با كار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى برند
۱۵ ـ و دیدى كه مدّاحى دروغین از اشخاص زیاد مى شود
۱۶ ـ و دیدى كه همسایه همسایه خود را اذیت مى كند و از آن جلوگیرى نمى شود
۱۷ ـ و دیدى كه كافر به خاطر سختى مؤمن شاد است
۱۸ ـ و دیدى كه شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشیدن آن كنار هم مى نشینند و از خداى متعال نمى ترسند
۱۹ ـ و دیدى كسى كه امر به معروف مى كند، خوار و ذلیل است
۲۰ ـ ودیدى كه آدم بدكار در آنچه خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است
۲۱ ـ و دیدى كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند
۲۲ ـ و دیدى كه مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى كنند
۲۳ ـ و دیدى كه جرأت بر گناه آشكار شود و دیگر كسى براى انجام آن منتظر تاریكى شب نگردد
۲۴ ـ و دیدى كه مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش
۲۵ ـ و دیدى كه والیان در قضاوت رشوه بگیرند
۲۶ ـ و دیدى كه پستهاى مهم والیان بر اساس مزایده است نه بر اساس شایستگى
۲۷ ـ و دیدى كه مردم را از روى تهمت و یا سوء ظن بكشند
۲۸ ـ و دیدى كه شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولى شنیدن باطل برایشان آسان است
۲۹ ـ و دیدى كه همسایه از ترس زبان به همسایه احترام مى گذارد
۳۰ ـ و دیدى كه حدود الهى تعطیل مى شود و طبق هوى و هوس عمل مى شود
۳۱ ـ و دیدى كه معاش انسان از كم فروشى به دست مى آید
۳۲ ـ و دیدى كه مرد به خاطر دنیایش ریاست مى كند
۳۳ ـ و دیدى كه نماز را سبك شمارند
۳۴ ـ و دیدى انسان ثروت زیادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است
۳۵ ـ ودیدى كه دلهاى مردم سخت و دیدگانشان خشك و یاد خدا برایشان گران است
۳۶ ـ و دیدى كه بر سر كسبهاى حرام آشكارا رقابت مى كنند
۳۷ ـ و دیدى نماز خوان براى خود نمایى نماز مى خواند
۳۸ ـ و دیدى مردم در اطراف قدرتمندانند
۳۹ ـ و دیدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى شود و طالب حرام ستایش و احترام مى گردد
۴۰ ـ و دیدى در مكه و مدینه كارهایى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگیرى نمى كند و هیچ كس بین آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود
۴۱ ـ و دیدى كه به فقیر چیزى دهند كه به او بخندند ولى در غیر خدا ترحّم است
۴۲ ـ و دیدى كه مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسى بجا آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگیرى نمى كند
۴۳ ـ و دیدى كه عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترامى براى آنها قائل نیستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند
۴۴ ـ و دیدى كه پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرین كند و از مرگشان شاد گردد
۴۵ ـ و دیدى كه اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است
۴۶ ـ و دیدى كه قدرتمندان غذاى عمومى مردم را احتكار كنند
۴۷ ـ و دیدى كه اموال خویشان پیامبر ص (خمس) در راه باطل تقسیم مى گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود
۴۸ ـ و دیدى كه همّ و هدف مردم شكمشان و شهوتشان است
۴۹ ـ و دیدى كه صدقه را با وساطت دیگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند
۵۰ ـ و دیدى كه نشانه هاى برجسته حق ویران شده است، در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.
علایم و نشانه هاى حتمى ظهور امام زمان (عج)

علایم و نشانه هاى حتمى، آن است كه به هیچ قید و شرطى مقیّد و مشروط نیست و قبل از ظهور باید واقع شود با استفاده از روایات معصومینع علایم حتمى الوقوع عبارتند از:
۱ـ امام صادق ع فرمود:
پیش از ظهور قائم (عج) پنج نشانه حتمى است: خروج یمانى و سُفیانى، صیحه آسمانى، قتل نفس زكیّه، و فرو رفتن در بیابان.
۲ ـ و نیز در جاى دیگر امام صادق ع فرموده است:
وقوع ندا از امور حتمى است و سفیانى از امور حتمى است و یمانى از امور حتمى است و كشته شدن نفس زكیه از امور حتمى است و كف دستى كه از افق آسمان بیرون مى آید، از امور حتمیه است.
و اضافه فرمود:
و نیز وحشتى در ماه رمضان است كه خفته را بیدار مى كند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون آورد.
۳ ـ حضرت على ع از رسول خدا ص روایت نموده كه فرمود: ده چیز است كه پیش از ظهور به وقوع خواهد پیوست.
۱ـ سفیانى
۲ ـ دجّال
۳ ـ دخان
۴ـ دابّه
۵ ـ خروج قائم
۶ ـ طلوع خورشید ازمغرب
۷ ـ نزول عیسى
۸ ـ خسوف در مشرق
۹ ـ خسوف در جزیره العرب
۱۰ ـ آتشى كه از مركز عدن شعله مى كشد و مردم را به سوى بیابان محشر هدایت مى كند.
نشانه هاى ظهور

هر رویكرد جهانى كه در عرصه ى گیتى تحقق یافته و مى یابد ناگزیر از نشانه هایى است. بویژه رخدادهایى كه توسط پیامبران الاهى خبر داده شده است. در این میان حركت جهانى امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ از این قانون مستثنى نبوده و از نشانه هایى برخوردار است تا بشریت متوجه نزدیك شدن و یا فرا رسیدن آن شوند.
از وحى پیرامون زمان دقیق ظهور حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا فداه ـ سخنى نرسیده است بلكه دستور داده اند كه هرگاه كسى زمانى را تعیین كرد، او را تكذیب كنید لیكن براى آمدن آنحضرت نشانه هایى بیان فرموده اند كه برخى از آن علائم حتمى شمرده است. به این معنا كه پس از تحقق این امور ظهور آن امام قطعى است كه پنج علامت مى باشند. برخى اندكى پیش از ظهور، برخى چند ماه بعد از آمدن آنحضرت و برخى اندكى پیش از قیام نجات بخش آنحضرت پدیدار مى شود.
امام امیر مؤمنان على ـ علیه السلام ـ فرموده اند: آنچه كه بطور حتم پیش از قیام قائم تحقّق خواهد یافت، بپا خاستن سفیانى و فرو رفتن گروهى در زمین بیدا و كشته شدن نفس زكیه و فریادى كه از آسمان بلند شده و خروج فردى از یمن است.
سایر علائمى كه در این مورد بیان شده قابل تغییرند حتّى پر شدن زمین از ظلم. اگر چه تحقّق این مطلب قریب به حتم است امّا روایاتى از معصومین ـ علیهم السلام ـ وارد شده كه اگر همه ى مردم دعا كنند امر غیبت به انتهاء (پر شدن زمین از ظلم و جور) نمى رسد. این خود حكایت از غیر حتمى بودن این نشانه ها دارد.
ممكن است چنین تصور شود كه آمدن سفیانى دربرگیرنده ى ظلم و جور فراوانى است! در جواب مى گوییم: این در صورتى است كه مدّت سلطنت او طبق روایات نُه ماه طول بكشد ولیكن نُه ماه طول كشیدن حكومت وى نیز غیر حتمى است و ممكن است در آن بداء شده([۱]) و زمان حكومتش یك ماه یا كمتر طول بكشد و آنچه حتمى است تنها قیام است. بلكه برخى در مورد محتوم بودن همین پنج علامت نیز بیانى دارند كه وقوع این رویدادها حتمى نیست بلكه علامت بودن آنها براى ظهور حتمى است. بدین معنى كه اگر اینها واقع شود حتماً ظهور و قیام آنحضرت را در پى داشته و این امر تخلّف ناپذیر است ولى ممكن هست اینها نیز اتّفاق نیفتد و در اصل وقوع اینها بداء حاصل شود چنانچه حضرت جواد ـ علیه السلام ـ حتمى بودن خروج سفیانى را تأیید نموده و سپس بداء را در آن ممكن مى شمارد([۲]) و از دیگر سوى روایاتى اشاره به ناگهانى بودن امر فرج كرده و هم چنین شیعه را به انتظار لحظه بلحظه فرا مى خواند، كه مى بایست تحقّق این امر در هر لحظه حتى در صورت عدم به وقوع پیوستن نشانه هاى حتمى، امكان پذیر باشد.
خروج سفیانى

همانگونه كه ذكر شد پدید آمدن سفیانى از نشانه هاى حتمى ظهور مى باشد امام باقر ـ علیه السلام ـ در تفسیر آیه شریفه (ثمّ قضى أجلا وأجل مسمى عنده) فرمودند:
انّهما أجلان، أجل محتوم لا یكون غیره، أجل موقوف للّه فیه المشیّه لا واللّه انّ أمر السفیانی من المحتوم([۳]).
آن دو مهلت است یكى حتمى و دیگر غیر حتمى كه مشیت الهى در آن كارگر خواهد بود. به خدا قسم كار سفیانى حتمى است.
در بین حدیث شناسان اتفاق نظر وجود دارد كه این فرد از فرزندان ابو سفیان است و به همین جهت او را سفیانى مى گویند.
امیرالمؤمنین على ـ علیه السلام ـ مى فرمایند:
یخرج ابن آكله الأكباد من الوادی الیابس وهو رجل رَبْعه وحش الوجه ضخم الهامه بوجهه أثر جدری إذا رأیته حسبته أعور اسمه عثمان وأبوه عنبسه وهو من ولد أبی سفیان حتّى یأتی ارضا ذات قرار و معین فیستوى على منبرها([۴]).
فرزند زن جگرخوار از بیابان خشك خروج مى كند و او مردى چهارشانه با چهره اى وحشتناك است. داراى سرى بزرگ و در چهره اش نشان زخمى چركین دیده مى شود وقتى او را مى نگرى گویى یك چشم ندارد. نامش عثمان و پدرش عنبسه و از فرزندان ابو سفیان است. حركتش را تا سرزمینى كه داراى آرامش و آب خوش گوار ]كوفه[ است ادامه مى دهد و بر فراز منبر آن مى نشیند.
خروج سفیانى قبل از قیام امام ـ ارواحنا فداه ـ واقع مى شود.
عن جابر الجعفى قال: سألت أبا جعفر الباقر ـ علیه السلام ـ عن السفیانی، فقال انّی لكم بالسفیانی حتّى یخرج قبله الشیصبانی یخرج من أرض كوفان ینبع كما ینبع الماء فیقتل وفدكم، فتوقعوا بعد ذلك السفیانی وخروج القائم ـ علیه السلام ـ([۵]).
جابر جعفى از امام باقر ـ علیه السلام ـ درباره سفیانى مى پرسد. او مى فرماید: شما را با سفیانى چكار؟! پیش از او شیصبانى از كوفه خروج مى كند و چون آب از زمین مى جوشد و گروه شما را به خاك و خون مى كشد پس از وى منتظر خروج سفیانى و پس از او قیام قائم ـ علیه السلام ـ باشید.
امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمودند:
قبل هذا الأمر السفیانی والیمانی والمروانی وشعیب بن صالح فكیف یقول هذا هذا؟([۶])
قبل از امر فرج، سفیانى و یمانى و مروانى و شعیب بن صالح پدیدار خواهند شد!! چگونه مى گوید این همان (مهدى) است (در حالى كه هیچ یك پدیدار نشده اند).

شخصیّت سفیانى (تفكّرات، رفتار)
نام او عثمان بن عنبسه و از نژاد امویان است مردى سفاك و خون آشام كه انسانها را مانند پشه به آسانى مى كشد هر حرامى را حلال نموده و به هر جنایتى دست مى یازد. در احادیث پیرامون تفكرات وى به گونه اى سخن رفته كه گویى هیچ اعتنایى ندارد اگر چه تظاهر به اسلام مى كند لیكن صلیبى از طلا بر گردن آویخته است. از كارهاى سفیانى و جنایات هولناك او نیز بسیار سخن رفته است او سنگدلترین انسانهاست كه عاطفه در قاموس زندگیش وجود ندارد و مهر و رحم در آن دیده نمى شود. او و یارانش دلهایى مالامال از كینه و نفرت، نسبت به خاندان پیامبر ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ دارند.
در این زمینه اكتفا مى كنیم به حدیثى از وجود مقدس حضرت ختمى مرتبت محمّد ـ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ـ كه درباره ى وى مى فرمایند:
أشدّ خلق اللّه شرّاً وأكثر خلق اللّه ظلماً شَرِسٌ، قاسی القلب، یجمع له ولجیشه من كافّه الأقطار الاسلامیه فیهزمهم ویقتلهم وینادی شعار له فی حروبه هو: یا ربّ ثاری ثمّ النّار یا ربّ النّار ولا العار([۷]).
شر او از همه بندگان خدا بیشتر و سختتر است و بیش از همه ى مردم ستم مى كند. بد خلق و سنگ دل مى باشد از تمام كشورهاى اسلامى علیه او بسیج مى شوند آنگاه همگى را شكست داده و به خاك و خون مى كشد و شعارش در جنگها این است، اى خدا! انتقام و سپس آتش. خدایا! آتش آرى! اما عار و ننگ هرگز.
و نمونه اى از كشتار او در كلام امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ در خطبه ى بیان این چنین ترسیم شده است.
فیقتل بالزوراء سبعین ألفاً ویبقر بطون ثلاثمأه امرأه حامل. ([۸])
آنگاه در شهر زوراء هفتاد هزار نفر را به خاك و خون مى كشد و شكم سیصد زن حامله را مى درد.

فتنه گرى سفیانى
نشانه ى خروج سفیانى، پدیدار شدن سه پرچم و شعلهور شدن آتش جنگ بین آنهاست. پرچمى از سوى غرب حركت كرده و وارد مصر مى شود و در آنجا دست به جنایات بسیارى مى زند و پرچمى از بحرین از جزیره ى (اُوال) از منطقه ى فارس به اهتزاز در مى آید. و پرچمى دیگر نیز از شام.
این ماجرا یك سال ادامه خواهد یافت و پس از آن مردى از فرزندان عبّاس خروج مى كند و اهل عراق مى گویند: گروه پابرهنگان یا بیدادگران و صاحبان نظرهاى گوناگون آمدند. اهل شام و فلسطین دچار ترس و واهمه مى گردند و بسوى سردمداران شام و مصر روى مى آورند و به آنان گفته مى شود: شما بروید و پسر فرمانروا (یعنى سفیانى) را بخواهید و او را به یارى طلبید. آنان سفیانى را دعوت مى كنند و او با خواست آنان موافقت مى نماید و در نقطه اى از دمشق بنام حرستا فرود مى آید و دایى ها و وابستگان فكرى خویش را در آنجا جمع مى نماید. در بیابان خشك كه منطقه اى در دمشق است، گروههاى متعددى طرفدار دارد كه به او مى پیوندند. سفیانى دعوت آنان را اجابت مى كند و روز جمعه به همراه همه ى آنان در دمشق به مسجد مى رود و براى نخستین بار بر فراز منبر رفته و در نخستین منبر آنان را دعوت به جهاد مى كند و آنان نیز با شنیدن سخنانش با او بیعت مى كنند.
سپس به نقطه اى بنام غوطه مى رود و همه ى مردم بر گرد او اجتماع مى كنند و اینجاست كه سفیانى در رأس گروههایى از مردم شام خروج مى كند و سه گروه با یكدیگر درگیر مى شوند.
۱ ـ پرچم از ترك و عجم كه سیاهرنگ است.
۲ ـ پرچم زرد رنگ كه پرچم فرزند عباس است.
۳ ـ پرچمى از سفیانى و سپاه او.
در نقطه اى بنام بطن ارزق پیكار سختى در میان آنان رخ مى دهد و شصت هزار كشته بر زمین مى ماند و سفیانى پیروز مى شود و مردم بسیارى را قتل عام مى كند و سرزمین و مراكز قبایل را تصرف كرده و در میان آنان نخست عادلانه رفتار مى كند به گونه اى كه مى گویند: هر آنچه از بیدادگرى سفیانى به ما گزارش شده بى اساس است . . .
به هر حال مدتى كوتاه با آنان خوشرفتارى مى كند و سپس نخستین حركت خود بسوى حمص را آغاز مى كند و از آنجا به دروازه ى مصر مى رسد و در نقطه اى كه قریه سبا نام دارد رخداد عظیم و پیكار سهمگین خواهد داشت كه خبر آن همه جا منتشر مى گردد و دلها ـ از خشونت و شقاوت او ـ لبریز از ترس و دلهره مى گردد و شهرها یكى پس از دیگرى در مقابل او سقوط مى كند و سپس مستانه و مغرور به دمشق باز مى گردد([۹]).

سفیانى در عراق

وقتى سفیانى با پیروزیهاى متعدد در دمشق مستقر شد سپاهى را بسوى عراق گسیل مى دارد آنها وارد سرزمین بابل كه همان شهر نفرین شده ى بغداد است، فرود مى آیند و بیش از سه هزار نفر را مى كشد و بیش از صد زن را به زور تصاحب و هتك حرمت مى كنند و سیصد نفر از چهره هاى مهمّ بنى عبّاس([۱۰])را نابود مى سازد و بعد از آن به كوفه سرازیر مى شوند و خانه هاى اطراف آن را تخریب مى كنند و پس از آن سپاه بسوى شام باز مى گردد امّا در بین راه پرچم نجات و هدایتى در كوفه به اهتزاز در مى آید و در راه به آنها مى رسد و ضمن پیكار شدیدى همه را نابود مى سازد بگونه اى كه یك نفر از سپاه سفیانى باقى نمى ماند تا خبر شكست لشكر را به سفیانى باز گوید([۱۱]).

پایان قسمت اول

پی نوشتها

——————————————————————————–
۱]. بداء به معناى آن است كه خداوند تدبیرى بر خلاف تدبیر ظاهرى دیگرى را به جریان آورد كه البته این بحث از مباحث پیچیده كلامى است كه مى بایست به كتب معتبر و استادان فرزانه این رشته مراجعه كرد.
[۲]. بحارالانوار،ج ۵۲ ، ص ۲۵۰٫
[۳]. غیبت نعمانى، ص ۱۶۱٫
[۴]. كمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۱ .
[۵]. غیبت نعمانى ، ص ۳۰۲٫
[۶]. غیبت نعمانى ،ص ۲۵۳٫
[۷]. غیبت نعمانى، ص ۱۶۴٫
[۸]. الزام الناصب ، ج ۲ ص ۱۹۷٫
[۹]. الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۸۰٫
[۱۰]. بعید به ذهن نمى رسید كه این تعبیر كنایه از بزرگان حكومتى بوده كه در سایه دین بر مردم در آن دوران حكومت مى كنند چنانچه بنى عباس نیز چنین بودند.
[۱۱]. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۸۶٫

منبع:http://moharam-iran.ir


برچسب ها: ظهور، امام زمان(عج)، آخر الزمان، ضد صهیونیسم، مهدویت، دجال،  

تاریخ : چهارشنبه 27 اسفند 1393 | 12:40 ق.ظ | نویسنده : سرباز اسلام | شما نظری داری؟
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • پاتوق مقالات شما