تبلیغات
ترویج مهدویت و ضد صهیونیسم - فریادهای فاطمه
دور نیست آنزمانی که زن نخست آفرینش دست بر کمر، چادر به سر می کند و به سمت مسجد روانه می شود وبرروی منبر با سخنانش لرزه به ستو ن های مسجد می اندازد!

او زن بود می توانست لب به سخن نگشاید تا به قول بعضی ها زن بودنش حفظ شود. کسی توقعی از اونداشت . دختر پیامبر بود ولی آن چنان  نگاه ها ی بیمار گونه مردمان عرب به زنان نفسش را بریده بود که به با حال بیمارش قدم برداشت به سوی مسجد تا بگوید علی تنها نیست و این بود قصه فریادها ی فاطمه. فاطمه بنده مال و زر نبود که  فریاد هایش برای بدست آوردن فدک باشد که اگر این چنین بود،همسر علی تنهایی که سه شب از افطارش را به فقرا می بخشید نمی شد.


زندگی فاطمه برای علی در مادری کردن و همسری کردن خلاصه نمی شود ! فاطمه بلند شد از جایش آنزمانی که علی را دست بسته با توهین و تحقیر از خانه اش بیرون راندند و به اجبار از او بیعت خواستند . با فریاد ها و سخنانش آنچنان کرد که علی را به خانه باز گرداند. زنی رنجور و بیمار پایداریش نفس زمین را بریده بود . نقش فاطمه  در زندگی علی فقط به آسیاب کردن  آرد برای نان شبش خلاصه نمی شد و او به عنوان اولین زن مسلمان وظیفه اش سنگین تر از اینها بود. زنی که مادر پدرش، مادرهمسرش و مادرفرزندانش بود، وظیفه ای دیگر ی را بر دوش خسته و شکسته اش حس می کرد. بی انصافی محض است که بگوییم فاطمه به عنوان دختر پیام آور رسالت ، تمام زندگیش را صرف ساختن  نان و تمیز کردن خانه و عبادت گذارنده است. او الگوی محض تمام زنان عالم است وقتی با نفس بریده و پایی لنگان خود را به مسجد می رساند و می گوید:

"حمد و سپاس خداى را برآنچه ارزانى داشت، و شکر او را در آنچه الهام فرمود، و ثنا و شکر بر او بر آنچه پیش فرستاد، از نعمتهاى فراوانى که خلق فرمود و عطایاى گسترده‏اى که اعطا کرد، و منّتهاى بى‏شمارى که ارزانى داشت، که شمارش از شمردن آنها عاجز، و نهایت آن از پاداش فراتر، و دامنه آن تا ابد از ادراک دورتر است، و مردمان را فراخواند، تا با شکرگذارى آنها نعمتها را زیاده گرداند، و با گستردگى آنها مردم را به سپاسگزارى خود متوجّه ساخت، و با دعوت نمودن به این نعمتها آنها را دو چندان کرد"

زنی که نامش فاطمه است این چنین سخن می گوید و خدارا ستایش می کند تا به آن هایی که راه بر فرزندش حسین می بندند و او را کافر خطاب می کنند، بدانند که حسین فرزند چنین زنی است . زنی که  بر خلاف تفکر پوسیده ی عرب، چوب در دهانش نمی گذارد، برای سخن گفتن و واضح و رسا فریاد می زند، که من زن هستم و حامی ولی و مولایم علی  مانده ام! من زن هستم و سخن گفتنم با متانت و حیا است، اما مسجد هم می آیم از مولاو سرورم دفاع می کنم و دستان بسته اش را باز می کنم!

فاطمه چنین می گوید :

"شما اى بندگان خدا پرچمداران امر و نهى او، و حاملان دین و وحى او، و امین‌هاى خدا بر یکدیگر، و مبلّغان او بسوى امّت‌هایید، زمامدار حق در میان شما بوده، و پیمانى است که از پیشاپیش بسوى تو فرستاده، و باقیمانده‏‌اى است که براى شما باقى گذارده، و آن کتاب گویاى الهى و قرآن راستگو و نور فروزان و شعاع درخشان است، که بیان و حجّت‌هاى آن روشن، اسرار باطنى آن آشکار، ظواهر آن جلوه‏‌گر می‌‏باشد، پیروان آن مورد غبطه جهانیان بوده، و تبعیّت از او خشنودى الهى را باعث مى‏‌گردد، و شنیدن آن راه نجات است. بوسیله آن مى‏‌توان به حجّت‌هاى نورانى الهى، و واجباتى که تفسیر شده، و محرّماتى که از ارتکاب آن منع گردیده، و نیز به گواهی‌هاى جلوه‏‌گرش و برهان‌هاى کافیش و فضائل پسندیده‏‌اش، و رخصت‌هاى بخشیده شده‏‌اش و قوانین واجبش دست یافت."

او دختر پیامبر بود. همان دختری که خود را بر نامحرم نا بینا پوشاند. دختری که  با دستان کوچکش بر زخم های سرو صورت پدرش مرهم می گذاشت و حالا با دردی که در کمر دارد و فرزندی که از حمله ی وحشیانه ی دشمنش از دست داده از جایش بلند شده و خود را به فراموشی زده است ، او مادر است و درد از دست دادن فرزند اورا زمین گیر کرده است اما بلند می شود وفریاد  میزند و صدای بلندش را نشانه ی درد ولایتش می داند و نمی ترسید از حرف و حدیثهایی که می دانست به خاطر زن بودنش به او می دهند. بار ها با دشمنش کلام به کلام شده بود و با تمام نجابتش جنگیده بود، با آنهایی که فکر می کردند حالا که که پیامبر رفته است علی تنها می ماند. با همان هایی که در شیر زن بودن فاطمه شک داشتند و نمی دانستند که علی با فاطمه  نمی شکند.آنها فهمیدند که نقطه ی اتکا ی علی فاطمه است و قصد و غرض حمله ناجوانمردانه ی دشمن پیامبر به خانه او،فقط بدست آوردن علی نبود ، بلکه زمین گیر کردن زنی بود که تکیه گاه علی بود. آنها می دانستند علی بدون هم رازش فاطمه سر در چاه می کند گریه هایش  چاه را سیراب می کند. این بود که  ناجوان مردانه وقتی با مقاومت فاطمه دختر پیامبر روبرو می شوند، فریاد می زند و دستور می دهد دست دختر محمد را بشکنند و با ضربه های وحشیانه ای بر کمر فاطمه  دیوار محکم علی را فرو می ریزند.

 

او فاطمه بود، زنی که  که نمازش در مسجد ترک نمی شد و  دیدار پدر را اولویت کارهای زندگیش قرار می داد و با گامهای آرامش دل هیچ نامحرمی را به لرزه نمی انداخت اینبار بلند فریاد می زند و از گفتار خود شرم نداشت آنزمانی که  گفت:

"و خداوندی که امر به معروف را براى مصلحت جامعه، و نیکى به پدر و مادر را براى رهایى از غضب الهى، و صله ارحام را براى طولانى شدن عمر و افزایش جمعیت، و قصاص را وسیله حفظ خون‌ها، و وفاى به نذر را براى در معرض مغفرت الهى قرار گرفتن، و دقت در کیل و وزن را براى رفع کم‏‌فروشى مقرر فرمود.و نهى از شرابخوارى را براى پاکیزگى از زشتى، و حرمت نسبت ناروا دادن را براى عدم دورى از رحمت الهى، و ترک دزدى را براى پاکدامنى قرار داد، و شرک را حرام کرد تا در یگانه‏‌پرستى خالص شوند.پس آن گونه که شایسته است از خدا بترسید، و از دنیا نروید جز آنکه مسلمان باشید، و خدا را در آنچه بدان امر کرده و از آن بازداشته اطاعت نمائید، همانا که فقط دانشمندان از خاک مى‏‌ترسند. آنگاه فرمود: اى مردم! بدانید که من فاطمه و پدرم محمد است، آنچه ابتدا گویم در پایان نیز می‌گویم، گفتارم غلط نبوده و ظلمى در آن نیست، پیامبرى از میان شما برانگیخته شد که رنج‌هاى شما بر او گران آمده و دلسوز بر شما است، و بر مؤمنان مهربان و عطوف است.
پس اگر او را بشناسید می‌دانید که او در میان زنانتان پدر من بوده، و در میان مردانتان برادر پسر عموى من است، چه نیکو بزرگوارى است آنکه من این نسبت را به او دارم."

زنی که پایداریش به ولایت بی نظیر است و مردان پر ادعای آنزمان عرب به پای وفاداری این زن بزرگ آفرینش نمی رسیدند.او الگویی است برای تمام زنهایی که نمی دانند چگونه باید باشند در زمانی که زنان مدافع ولایت مورد اتهام انهایی هستند که خود را حامی ولی می دانند و در خفایشان حامیان شیطان هستند. فاطمه مادری است که زنی به نام زینب را پرورش می دهد . زنی که اگر نبود هیچکس نمی دانست عاشورا چیست و آنهایی که شهید شدند چه کسانی بودند.زینب هم به مانند مادرش فاطمه وقتی فریاد می زند از حقش سخن می گوید نمی ترسد از نگاهای سنگین جاهلانه !

فاطمه به او درس داده وقتی دهانت را بستند فریاد بزن و بگو :

"و شما اکنون گمان می‌برید که براى ما ارثى نیست، آیا خواهان حکم جاهلیت هستید، و براى اهل یقین چه حکمى بالاتر از حکم خداوند است، آیا نمی دانید؟ در حالى که براى شما همانند آفتاب درخشان روشن است، که من دختر او هستم.اى مسلمانان! آیا سزاوار است که ارث پدرم را از من بگیرند، اى پسر ابی قحافه، آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببرى و از ارث پدرم محروم باشم. امر تازه و زشتى آوردى، آیا آگاهانه کتاب خدا را ترک کرده و پشت سر می اندازید، آیا قرآن نمی‌گوید «سلیمان از داود ارث برد»، و در مورد خبر زکریا آنگاه که گفت: «پروردگار مرا فرزندى عنایت فرما تا از من و خاندان یعقوب ارث برد»، و فرمود: «و خویشاوندان رحمى به یکدیگر سزاوارتر از دیگرانند»، و فرموده: «خداى تعالى به شما درباره فرزندان سفارش مى‌‏کند که بهره پسر دو برابر دختر است»، و مى‌‏فرماید: «هنگامى که مرگ یکى از شما فرارسد بر شما نوشته شده که براى پدران و مادران و نزدیکان وصیت کنید، و این حکم حقّى است براى پرهیزگاران"

خطبه ی زینب ادامه ی خطبه ی فاطمه است و حادثه ی کربلا ادامه ی شورای سقیفه است و زنانی که برخلاف تصور عموم چادرهایشان برسرشان ماند و خاکی شد. از تازیانه های دشمنانشان به زمین افتادند ولی چادرشان از سرشان نمی افتد. زنانی که فریادهایشان راز ماندگاری اسلام و پایداریش بود. زنانی که می توانستند از غریزه زنانگی خود استفاده کنند و به گوشه ای بنشینند و از اتفاق نا خوشایندشان و از دست دادن عزیزانشان گریه و شیون راه اندازند، ایستادگی کردند و  دانستند حالا باید بلند شوند و پیام خداوند را به گوش جهانیان برساند.

فاطمه مادر بود ولی بلند شد و با صلابت گفت:

" اى پسران قیله- گروه انصار- آیا نسبت به میراث پدرم مورد ظلم واقع شوم در حالى که مرا می‌بینید و سخن مرا می شنوید، و داراى انجمن و اجتماعید، صداى دعوت مرا همگان شنیده و از حالم آگاهى دارید، و داراى نفرات و ذخیره‏ اید، و داراى ابزار و قوه‏ اید، نزد شما اسلحه و زره و سپر هست، صداى دعوت من به شما می رسد ولى جواب نمی‌دهید، و ناله فریاد خواهیم را شنیده ولى به فریادم نمی رسید، در حالى که به شجاعت معروف و به خیر و صلاح موصوف می باشید، و شما برگزیدگانى بودید که انتخاب شده، و منتخباتى که براى ما اهل‏بیت برگزیده شدید".

او مانند پدرش، مردان عرب را به خداوند یکتا و پیامبری پدرش دعوت می کند و مردم را به حمایت از جانشین رسول الله دعوت می کند.این فاطمه چه دل و جراتی دارد که با آمدنش سوره ی کوثر نازل می شودولبخند تمسخر را از لبان جاهلان بی منطق و بی دین عرب بر می دارد و حالا با سخنانش  سکوت مسجد را می شکند و خواب  زدگان را بیدار می کند.

اینها نشانه ای است از غیرت زن  مسلمان !غیرتی که  از مردان گرفته شد وآنها را تبدیل به خاله زنکهایی کرد که با حرفهایشان علی مولا و ولی بر حق را خانه نشین کردند.

غیرتی که باعث شد او به دشمنانش چنین بگوید:

" واى بر گروهى که بعد از پیمان بستن آن را شکستند، و خواستند پیامبر را اخراج کنند، با آنکه آنان جنگ را آغاز نمودند، آیا از آنان هراس دارد در حالى که خدا سزاوار است که از او بهراسید، اگر مؤمنید.آگاه باشید مى‌‏بینم که به تن‏آسائى جاودانه دل داده، و کسى را که سزاوار زمامدارى بود را دور ساخته‏‌اید، با راحت‌‏طلبى خلوت کرده، و از تنگناى زندگى به فراخناى آن رسیده‏‌اید، در اثر آن آنچه را حفظ کرده بودید را از دهان بیرون ریختید، و آنچه را فروبرده بودید را بازگرداندند، پس بدانید اگر شما و هرکه در زمین است کافر شوید، خداى بزرگ از همگان بى‌‏نیاز و ستوده است. آگاه باشید آنچه گفتم با شناخت کاملم بود، به سستى پدید آمده در اخلاق شما، و بى‏‌وفائى و نیرنگ ایجاد شده در قلوب شما، و لیکن اینها جوشش دل اندوهگین، و بیرون ریختن خشم و غضب است، و آنچه قابل تحمّلم نیست، و جوشش سینه‏‌ام و بیان دلیل و برهان، پس خلافت را بگیرید، ولى بدانید که پشت این شتر خلافت زخم است، و پاى آن سوراخ و تاول‏‌دار، عار و ننگش باقى و نشان از غضب خدا و ننگ ابدى دارد، و به آتش شعله‌‏ور خدا که بر قلبها احاطه مى‌‏یابد متصل است. آنچه مى‌‏کنید در برابر چشم بیناى خداوند قرار داشته، و آنانکه ستم کردند به زودى مى‌‏دانند که به کدام بازگشتگاهى بازخواهند گشت، و من دختر کسى هستم که شما را از عذاب دردناک الهى که در پیش دارید خبر داد، پس هرچه خواهید بکنید و ما هم کار خود را مى‏‌کنیم، و شما منتظر بمانید و ما هم در انتظار بسر مى‌‏بریم."

خطبیه فدکیه و تمام تلاشهای فاطمه زهرا(س) آخرین برهان و فرصت بود برای آنهایی که مثل کپک سرشان را زیر برف کرده بودند و یادشان رفته بود که پیامبر اکرم (ص)  فرموده بوده علی  ولی شما و جانشین من است و هرکس اورا نپذیرد دینش کامل نمی شود و چه بسیار آدمهایی که دینشان کامل نشد و یادشان رفت خانه ای که بر آن آتش می زنند، خانه ی شخصی است که پیامبر او را جگر گوشه خود خوانده بود و ظلم به اورا به مانند ظلم به خودش می دانست چه در وقت حیات و چه در وقت غیر از حیات!

فاطمه اولین شهید ولایت مولا علی (ع) کسی بود که بروی زمین افتاد و کمرش شکست تا علی کمرش خم و زمین گیر نشود! فاطمه الگوی زنانی است که حالا باید محکم تر از قبل از ولایتشان دفاع کنند! فاطمه زنی بود که هیچ کدام از وظایفش را فراموش نکرد و همان قدر زنی بود که از ولایتش دفاع می کرد، مادری مهربان برای فرزندانش بود! فاطمه اگر بین درو دیوار ماند دلیلش ناتوانیش نبود، بلکه ایستاد تا حریم امن خانه اش و همانجایی که بارها  فرشته ی وحی با لهایش را گسترانیده بود  با لگدهای دشمن خداوند آلوده نشود!

دختر رسول خدا در تمام سالهای عمرش آموزش علم و دانش را فراموش نکرد و نوشته هایش آنچنان عمیق است وآن قدر دیگران دردرک مفاهیم کتابش عاجزند که خداوند ترجیح داد تا زمان ظهور مهدی موعود کسی از محتوای مطالبش آگاه  نشود!می گویند فاطمه الگوی زنان عالم است و ما چقدر در شناخت بهترین زن عالم کوتاهی کرده ایم !مظلومیت فاطمه فقط در بین درو دیوار ماندن خلاصه نمی شود، او مظلوم واقع می شود، وقتی تمام رشادت های و جان فشانی اش برای زنده نگه داشتن ولایت علی از دید زنان امروزی پنهان می شود!


ندا حبیبی/http://www.qazvinkhabar.com/


برچسب ها: فریادهای فاطمه (س)،  

تاریخ : پنجشنبه 6 فروردین 1394 | 02:01 ق.ظ | نویسنده : سرباز اسلام | نظرات شما
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • پاتوق مقالات شما